كلبه شعر

به مجنون گفت روزي عيب جوئي

كه پيدا كن به از ليلي نكوئي

كه ليلي گر چه در چشم تو حوريست

به هر جزوي ز حسن وي قصوريست

ز حرف عيب جو مجنون بر آشفت

در آن آشفتگي خندان شد و گفت

اگر در ديده ي مجنون نشيني

به غير از خوبي ليلي نبيني

تو كي داني كه لیلی چون نكوئيست؟

كز و چشمت همين بر زلف و روئيست

تو قد بيني و مجنون جلوه ي ناز

تو چشم و او نگاه ناوك انداز

تو مو بيني و مجنون پيچش مو

تو ابرو او اشارت هاي ابرو

دل مجنون ز شكر خنده خونست

تو لب مي بيني و دندان كه چون است

وحشي بافقي

[ سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۹ ] [ 19:37 ] [ حسان تاجیک  ] [ ]
درباره وبلاگ

سلام
به کلبه شعر من خوش آمدید
امیدوارم لذت ببرید
در ضمن
توصیه میکنم شعر های آرشیو رو از دست ندید
یا علی
امکانات وب
"

Online User

قالب وبلاگ
قالب بلاگفا
گالري عکس